روزي جميع تلاميذ و تلميذات بر گرد خاتون (۱) حلقه زدي و از افاضات وي در باب امثال و حکم پارسي مستفیض بگشتي ، ناگاه بانگي از ميان برخاست که يا خاتون! از چه رو هندوانه اين سان در امثال ما به عاريت گرفته شدي؟ مگر خربازه(۲) و ديگر فواکه را چه علتي است که دراين باب محلي از اعراب نداشتي؟ خاتون لبخندي به ملاحت زد و فرمود :
اي فرزند بدان که هندوانه را تاريخي است به قدمت بشر و اين گونه که گفتي يخلي و کشکي نبيده بيد! چه از حجم و چه از طعم و چه از جميع فوايد هندوانه سرآمد همنوعان خود باشد. حال که سخن بدين طريق رفت نصيحتي کنم جميع اعزِّاء را . فرزندان! همانا که امر تزويج به مانند هندوانه ايست سربسته . لا جرم تا درونش را نبيني به اسرارش پي نبري.
في الحال ندايي به گوش رسيد که يا استاذه ! اگر امر تزويج چنين بيدي، پس ازدواج موقت چگونه بيده باشي؟
- فلذا همانند هندوانه به شرط چاقو!( تلميذي از منتهي اليه جمع اين را بگفت و رخساره پنهان نمود)
خاتون برآشفت که از چه رو خلط موضوع کنيد؟ مرا گو که به سبب شما بي خردان صبح تا شام با مصابيح الممالک به داد و ستد اره و تيشه مشغول بيدمي. بسي حقتان است که في مابينتان جداري از بتون کشانندي!
بگذريم ، از ديگر مثال ها اين باشد که با يک دست نتوان چندين هندوانه بلند کردي...
- تلميذه اي به ميان سخن خاتون بدويد که يا استاذه ! از چه روست که بسياري اينگونه کنند و ککشان هم نگزاد؟ من باب مثال همين ملهم الدين صدر اعظم باشي چنان شيرين چهار پنج هندوانه را باهم بلند کردي ، کانهوا پنبه از زمين برکندي!
-دختر جان! مثالي ديگر نيز باشد که چه بسا بسياري هندوانه را به سبب خنکي آن تناول نمودي و في الواقع به حلالي و حرامي آن کار نداشتي!
زين سبب خاتون براندي اين سخن، کاين منم هندانه ي (۳) شيرين سخن
گرچه هستم بي قواره ، ني شکيل نقش من در زندگي بيد بي بديل
۱-طاها خاتون از جمله پرريختگان عصر خود بودي و به سبب کثرت اطلاعات و کمالات شاگردان زيادي پرورش داده اي.
۲- خربازه= خربزه
۳-به سبب وزن اين گونه شدي!
۴- غناي متن فوق از آن روست که در خواب و بيداري الهام بگشتي !!!