ماجرا اين بود :ايميلي به دستمان رسيد که اظهار مي داشت شما يک ميليون يورو!!! در يک لاتاري برنده شديد! از آنجايي آخر شب بود و چشمان ما هم به زور چوب کبريت باز بود، دوباره متن را باز خواني نموده تا کمي از شوک حاصله کاسته شود.ايميل مربوط از کشور دوست و کمي همسايه( من هيچوقت جغرافيم خوب نبود!) اسپانيا و يک شرکت ظاهرا با کلاس با يک کاميون عنوان و ... ارسال شده بود. آن شب را بي خيال جايزه بزرگمان شده و از آنجا که حس کاراگاهيمان مي گفت سر کار هستيم تصميم گرفتيم که اين آقاي محترم ارسال کننده را که جف کارلوس نام داشت،ايضا سرکار بگذاريم! بنابراين به کمک اقوام و همسايه اين وري و اون وري و فرهنگ لغات و... متني تنظيم کرده و اداي آدمهاي گاگولي را در آورديم و متنی نوشتیم بدین مضمون که :اي جناب جف مرحمتي نموده و مارا براي دريافت جايزه ي روياييمان راهنمايي فرماييد!
مستر جف هم از خدا خواسته فردايش جواب داد که: اي برنده ي محترم و اي ... (خلاصه کلام اينکه اين جناب کارلوس رفته بود تو مايه هاي چه سري ،چه دمي ، و باقي قضايا!به خيالش که ما قار قار مي کنيم ! )و بعد از همه اين تعريفها و تعارف ها خواسته بودکه جهت پاره اي از هزينه ها مبلغي ناقابل به ارزش ۱۲۵۰ يورو برايشان ارسال کنيم تا بتوانند جايزه را ارسال کنند!
ما هم گاهي اوقات ميگيرتمان و بد جور پيله مي شويم از اين رو دوباره خدمت جناب جف نوشتيم که نمي شود مبلغ فوق را از اصل جايزه کم کنيد!!! ايشان هم پاسخ دادند که: خير، ما دسترسي به اين جايزه نداريم و تنها واسطه مي باشيم و اين مبلغ هم براي بيمه و ... مي باشد.
تا اينکه امروز در خبرگزاري فارس خبري خواندم که در مورد چند کلاه برداري اينترنتي مشابه اين به ملت هميشه در صحنه هشدار داده بود!
در حال حاضر هم مشغول تفکر هستيم که چگونه براي آخرين بار حال اين مستر جف کلاه بردار را به نحوي اساسي در قوطي کنيم!!!
