تبليغاتX
یادداشتهای طاها - ببخشید شما ...؟

یادداشتهای طاها

یادداشتهای گاه و بیگاهانه!

نمی دونم تا حالا براتون پیش اومده که یه دفعه از خودتون بپرسید که من کی ام مثلا موقعی که دارید تو آینه خودتون رو می بینید یا یه کار خیلی معمولی مثل واکس زدن کفشهاتون رو انجام می دید .

به هر حال یه چند لحظه یا شاید چند روز باهاش درگیرید و بعد یا بی خیال می شید و یا به اصطلاح روانشناسان دچار بحران هویت ! می شید.

حالا قصدم از این همه طول و تفصیل این بود که بنده هم یه جورایی دارم به جرگه گروه دوم می پیوندم . و البته علت آن خواندن کتابهای فلسفی ویا تفکر بیش از اندازه نبوده .

طبق رسم هر سال که کنکور ارشد میدم و بی صبرانه در انتظار دیدن نتایج زحمات یک سالم هستم ( توضیح: کلیه افعال این جمله از نوع افعال معکوس می باشد!) امسال هم با آمدن نتایج روی سایت  ابتدا خود را به بی خیالی زده و بعد با تذکرات مکرر ابوی محترم مثل بچه آدم وارد سایت شدم وبعد وارد کردن مشخصات با پیامی بس دل انگیز  مواجه شدم " داوطلبی با چنین مشخصات وجود ندارد" بعد مشاهده این پیام کلیه دوستان و آشنایان محترم آستین بالا زده و جستجوی گسترده ای را برای یافتن این حقیر آغاز کردند و نتیجه این که تا این لحظه هیچ گونه اطلاعی از بنده در دسترس نیست .

لطفا اگر من را پیدا کردید اطلاع دهید و خانواده ای را از نگرانی برهانید.

                                                                                                    با تشکر- بی هویت!

 

  

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 10:2  توسط طاها  |