به هر حال یه چند لحظه یا شاید چند روز باهاش درگیرید و بعد یا بی خیال می شید و یا به اصطلاح روانشناسان دچار بحران هویت ! می شید.
حالا قصدم از این همه طول و تفصیل این بود که بنده هم یه جورایی دارم به جرگه گروه دوم می پیوندم . و البته علت آن خواندن کتابهای فلسفی ویا تفکر بیش از اندازه نبوده .
طبق رسم هر سال که کنکور ارشد میدم و بی صبرانه در انتظار دیدن نتایج زحمات یک سالم هستم ( توضیح: کلیه افعال این جمله از نوع افعال معکوس می باشد!) امسال هم با آمدن نتایج روی سایت ابتدا خود را به بی خیالی زده و بعد با تذکرات مکرر ابوی محترم مثل بچه آدم وارد سایت شدم وبعد وارد کردن مشخصات با پیامی بس دل انگیز مواجه شدم " داوطلبی با چنین مشخصات وجود ندارد" بعد مشاهده این پیام کلیه دوستان و آشنایان محترم آستین بالا زده و جستجوی گسترده ای را برای یافتن این حقیر آغاز کردند و نتیجه این که تا این لحظه هیچ گونه اطلاعی از بنده در دسترس نیست .
لطفا اگر من را پیدا کردید اطلاع دهید و خانواده ای را از نگرانی برهانید.
با تشکر- بی هویت!
