تبليغاتX
یادداشتهای طاها - اين نيز بگذرد!

یادداشتهای طاها

یادداشتهای گاه و بیگاهانه!

یک پاییز،

      يک زمستان،

  يک بهار،

             يک تابستان،

گذشت...

از فرصتي که به من دادي ، از قولي که به تو داده بودم.

گذشت، خيلي زود!

من قولم را فراموش کردم اما تو مرا فراموش نکردي، تو به من فرصت زندگي دادي و من زندگي را کشتم با روزمرگيها!

 يک پاييز،

        يک زمستان،

  يک بهار،

                يک تابستان،

 ديگر نيز،

             خواهد گذشت ...

 و من نيز؛کي و کجايش را هم تو ميداني و بس!

                خوب مرا بگذر! اي خوب ترين...گذشتني خوب.

 

سکوت...

به حرمت شبهايي که به وسعت هستي اند و به عظمت آفرينش.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 15:20  توسط طاها  |