این روزها که می گذرد، گذشت چيزي به نام روز را احساس نمي کنم اين روزها که مي گذرد باور نمي کنم که سومين فصل سال را هم دارم از سر مي گذرانم اين روزها که مي گذرد ، با مفهوم واژه هايي چون زمان در گيرم
مگر زمان چيزي جز گذشت همين روزها و هفته هايي است که از پي هم مي آيند و مي روند؟ و انتظاري براي پايان روزهاي سرد و شروعي دوباره و دوباره و دوباره...!
اين روزها که مي گذرد،هزار پرسش بي پاسخم را هزار بار ديگر از خود مي پرسم تا شايد بيابم پاسخي که آرامم کند . که دست از سر ذهن خسته ام بردارد که مجالي دهد لحظه اي آرام باشم که بگذارد خودم باشم حتي براي يک روز...
اين روزها که مي گذرد، دلتنگم براي تمام روزهايي که مي گذدر به اين زودي و من نمي فهمم که چه قدر زود مي گذرند!
اين روزها که مي گذرد ...و چشم به فرداهايي که زود خواهند گذشت!
