تبليغاتX
یادداشتهای طاها - روزی که فمینیستها به گاراژ می زنند!

یادداشتهای طاها

یادداشتهای گاه و بیگاهانه!

فقط کافی است که شب بخوابی و صبح بلند شی . در همین فاصله کوتاه کلی اتفاقات میمون می افتد که بیا و بیین !مثلا  می شنوی که قرار است اسم همسر اول از شناسنامه حذف شود بعد چند روز بعد تر می شنوی که داستان کهنه ولی جذاب! ازدواج موقت دوباره رو آمده  ( همین الان صدای بشکن و سوت جمعی از جماعت ذکور به گوش می رسد!) خوب چی از این بهتر بالاخره بعد از طرح جمع آوری اراذل و قلیان و بی حجابها نمی شد که بیکار نشست باید فی الفور دست به کارمی شدیم که شدیم!(البته موارد مطروحه هیچ ربطی به برادران نیروی انتظامی نداردها !)

الساعه خبر رسیده که جماعت نسوان و فمینیست های دو آتشه در حال جمع آوری امضا و طومار و سایر تلاشهای مذبوحانه هستند ولی خواهر من مادر من بیخود زور نزن ! خون خودت را هم کثیف نکن اصلا از یک بعد دیگر به قضیه نگاه کن مثلا فرض کن که تمام این اتفاقات بیافتد می دانی از قبل آن کلی عواید نصیب مملکتمان می شود؟ تصور کن که جماعت ذکور سایر ممالک برای اخذ ویزای پناهندگی ویا اقامت دائم در ایران چه سر و دستی که نشکنند!کجا بروند بعض اینجا؟ آن وقت درآمد ارزیمان سر به فلک می گذارد و من بعد با خیالی راحت تر از این آن را هی خرج می کنیم .

تازه ما که عمرمان قد نمی دهد که حرمسراهای زمان ناصری را به یاد بیاوریم و این امر باعث می شود که تکرار تاریخ را هم ببینیم .

دیدید که می شود جور دیگر به این قضیه نگاه کرد . بله خواهرمن به قول مرحوم سهراب چشمها را باید شست جور دیگر باید دید! 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 10:15  توسط طاها  |