تبليغاتX
یادداشتهای طاها - براي آخرين بار

یادداشتهای طاها

یادداشتهای گاه و بیگاهانه!

هفت سال از آن ۲۹ بهمن می گذرد، اين را من نمي گويم تارا ي چند ماهه اي مي گويد که حالا به قول خودش خانمي براي خودش شده! يا مريم کوچولويي که امسال کنکور مي دهد يا چين و چروکهاي صورت مادر بزرگ که بيشترو بيشتر شده يا... يا خودم يا زمينهاي خالي اطراف قبر باباجون که حالا پر شده يا امامزاده طاهر که حالا آبادتر شده و...

اينها گذشت اين هفت سال را به رخم مي کشند ومن باور نمي کنم يا شايد هم خودم را به نفهميدن زدم و امسال هم مثل هر سال به تنها يادگاري باباجون -که براي من از هر ميراثي عزيزتر است - در تنهايي گوش مي دهم به نواري که سالها پيش از صداي باباجون ضبط شده بود...

نوار مي چرخد و مي چرخد...

مرا ببوس

مرا ببوس

براي آخرين بار

خدا تو را نگهدار...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 8:38  توسط طاها  |